مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
183
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
و « كجاست » جستجوى مكان است و او جسم نيست تا مكانها را اشغال كند . سخن در اينكه بارى تعالى يكى است و بس گوييم ، چون هستى بارى تعالى با دلايل عقلى استوار آمد ، واجب شد كه نظر ( بحث ) شود كه آيا او يكى است يا بيشتر ؟ زيرا يك كار را گاه يك تن انجام مىدهد و گاه دو تن و گاه گروهى در ساختن سرايى يا گلدستهاى با يك ديگر انباز مىشوند . و چون نظر كرديم ديديم كه دلايل بر يكتايى بارى برابر است با دلايل اثبات ذات او . زيرا اگر دو خدا باشد بيرون از اين نخواهد بود كه اين دو در نيرو و توانايى و دانش و اراده و قدم و خواست برابرند ، چندان كه در هيچ صفتى از صفات نمىتوان ميان آن دو فرق گذاشت ، آنگاه اين صفت واحد است و در عقل جز آن صورت نمىبندد يا يكى از آنها قديم و تواناتر است ، پس او خداست زيرا ناتوان حادث شايستهء خدايى نيست . يا اينكه دو چيز متضاد متقاوماند ، پس در اين صورت وجود هيچ خلق و هيچ امرى روا نخواهد بود ، زيرا اگر چنين باشد هر چه را كه اين يك بيافريند آن ديگرى نابود خواهد كرد . و هيچ چيز را اين يك زندگى نمىبخشد مگر آنكه آن ديگرى مىميراند . و چون كار را بر خلاف آن ديدهايم ، پس دانستهايم كه او يكتاست و تواناست . و اين در ضمن گفتار خداى تعالى آمده است كه « اگر وهم برده شدى كه آفرينندهء آسمانها و زمين جز يك خداى بدى ، هرگز آفريده نشدى . پاك است خداى تعالى ، كه آفريدگار عرش است ، از آنچه صفت مىكنند كافران . » ( 21 : 22 ) و گويد : « بگو اى محمد اگر با خداى تعالى خدايان ديگر بودندى ، در زمين ، چنان كه مىگويند اين مشركان ، سبيلى جستند به سوى خداى عرش . » ( 17 : 44 ) و اگر دو بودند ، هر آينه ، بر تمانع ( هماوردى ) و تقاوم ( ستيزندگى ) توانا بودند يا از آن ناتوان . اگر هر دو توانا بودند ، هيچ تدبيرى به سامان نمىرسيد و هيچ وجودى آفريده نمىشد و اگر ناتوان بودند ، وجود آفرينش از ناتوان محال است . يا اگر يكى از آن دو توانا و آن ديگرى ناتوان بود ، باز همانگونه بود كه ياد كرديم و اگر روا باشد كه به دو مبدأ قايل شويم ، به دليل وجود شىء و وجود ضد آن ، پس مىتوان به شمار اعيان موجودات قايل به مبدأ شد به دليل اختلاف اجناس و انواع آنها . و همانا قدرت كامل جايى است كه توانايى بر ضد شىء نيز حاصل باشد و فاعل شىء اگر از ضد آن عاجز باشد ، قدرتش ناتمام است . و بارى تعالى ، با آفريدن شىء و ضد آن ، بر كمال قدرت خويش رهنمون شده است . و از اينجاست كه مجوس و ثنويان و دهريان و ديگر فرقههاى گمراه دسته دسته